به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد، سخنان اخیر «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری ایالات متحده، درباره چشمانداز بازار جهانی انرژی پس از تنشهای منطقه و پیشبینی سقوط قیمت نفت خام به محدوده ۴۰ تا ۵۰ دلار، بیش از آنکه یک تحلیل واقعگرایانه اقتصادی باشد، تلاشی سیاسی برای آرام کردن بازارهای مالی و کنترل بازدهی ملتهب اوراق قرضه به شمار میرود.
اگر چه فروکش کردن پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک، همانطور که بلومبرگ اذعان میکند، میتواند حبابهای روانی قیمت را تخلیه کند، اما نزول قیمت نفت به کف ۴۰ دلاری از منظر شاخصهای بنیادی اقتصاد نفت ناممکن و فاقد پشتوانه کارشناسی است.
اقتصاد شیل آمریکا و معمای «نقطه سربهسر»
مهمترین تناقض اظهارات بسنت، تهدیدی است که نفت ۴۰ دلاری مستقیما متوجه تولیدکنندگان نفت شیل در خود ایالات متحده میکند. بر اساس پیمایش رسمی انرژی که توسط بانک فدرال رزرو دالاس انجام شده است، میانگین هزینه سربهسر برای حفاری و تکمیل یک چاه جدید در مناطق شیل آمریکا (بهویژه حوزه پرمین) بیش از ۶۵ دلار در هر بشکه است.
این در حالی است که قیمت ۴۰ دلاری نه تنها سودآوری توسعه را به صفر میرساند، بلکه حتی هزینههای عملیاتی چاههای موجود را نیز برای بخش قابلتوجهی از شرکتهای مستقل غیرممکن میسازد. بنا بر این سقوط قیمت به این سطح عملا صنعت نفت آمریکا را دچار رکود عمیق، توقف دکلهای حفاری و موج ورشکستگی خواهد کرد.
پویایی واکنش اوپکپلاس و عدم تمایل به جنگ قیمت
پیشبینی وجود «مازاد عرضه گسترده» متکی بر این فرض اشتباه است که سایر تولیدکنندگان بزرگ جهان منفعل خواهند ماند. با این حال ائتلاف اوپکپلاس بارها اثبات کرده است که با مدیریت سهمیهها و کاهش داوطلبانه تولید، از قیمتها دفاع میکند.
بر اساس گزارش سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، اکثر کشورهای عضو برای تراز بودجههای ملی خود به نفت بالای ۷۵ تا ۸۰ دلار نیاز دارند. بنابراین، در صورت کاهش تنشها و بازگشت مازاد به بازار، اوپکپلاس پیش از آنکه بازار به سراشیبی ۴۰ دلاری کشیده شود، شیرهای تولید را خواهد بست تا کف قیمت حفظ گردد.
تراز تقاضای پایدار و گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی
طبق دادههای آژانس بینالمللی انرژی، ساختار مصرف جهانی نفت بهرغم نوسانات کوتاهمدت، در بلندمدت انعطافپذیری بالایی دارد و مصرف سوخت در اقتصادهای نوظهور اجازه ریزش ساختاری و طولانیمدت به زیر مرزهای هزینه نهایی تولید را نمیدهد.
همچنین تخلیه ذخایر استراتژیک در کشورهای غربی طی سالهای اخیر بدان معناست که هرگونه کاهش قیمت به زیر ۶۰ دلار، با هجوم کشورها برای پر کردن مجدد مخازن استراتژیک روبهرو شده و موجی از تقاضای کفساز ایجاد میکند.
عدم انطباق با برآوردهای میانمدت
حتی ارزیابیهای رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا در چشمانداز کوتاهمدت انرژی حاکی از آن است که میانگین قیمت نفت خام برنت در میانمدت در محدودههای بسیار بالاتر از ارقام تخیلی ۴۰ دلار سیر خواهد کرد.
در عین حال افت عرضه ناشی از کاهش سرمایهگذاریهای جهانی در بالادستی نفت در سالهای گذشته، کشش عرضه را بهشدت محدود کرده است.
با توجه به دلایل ذکر شده، پیشبینی نفت ۴۰ دلاری توسط وزیر خزانهداری آمریکا، نوعی «سیگنالدهی روانی» به بازارهای بهره و اوراق قرضه است تا انتظارات تورمی را موقتا مهار کند، نه یک برآورد عینی برآمده از مدلهای تحلیلی.
با توجه به هزینه نهایی تولید در حوزه شیل، نیازهای بودجهای اعضای اوپکپلاس و ضرورتهای سرمایهگذاری مجدد در زیرساختهای انرژی، نفت ۴۰ دلاری تنها در صورت یک فروپاشی اقتصادی جهانی تمامعیار محتمل خواهد بود؛ سناریویی که برای اقتصاد آمریکا و والاستریت به مراتب ویرانکنندهتر از نفت گران خواهد بود.
نظر شما